«عقیقه» و شرایط آن از زبان آیت‌الله مکارم

فارس: ذبح گوسفند به عنوان عقیقه و دفع بلا از نوزاد، از سنت‌های حسنه اسلام است. امام باقر (ع) در حدیثی که در جلد ششم «کافی» آمده است، می‌فرمایند: کُلُّ مَولوُدٍ مُرتَهَنٌ بِالعَقیقَةِ. یعنى «عقیقه» نوزاد را از معرض انواع بلاها مصون می‌دارد.

امروز مصادف با ذبح گوسفند عقیقه برای امام حسین (ع) است.

در منابع روایی شیعه و سنی آمده است که در هفتمین روز از ولادت امام حسین (ع) یعنی در روز نهم شعبان سال چهارم هجری، به دستور پیامبر (ص) گوسفندی برای آن امام عقیقه کردند و سپس موهای او را تراشیده و هم‌وزنش نقره صدقه دادند.

ذبح گوسفند به عنوان عقیقه و دفع بلا از نوزاد، از سنت‌های حسنه اسلام است. در حدیثی از امام صادق (ع) که در مفاتیح‌الجنان ذکر شده است، حضرت می‌فرمایند: «بلا دائماً بر روی سر بچه در حال گردش است، و عقیقه، از سر او دور می‌کند.»

همچنین در حدیثی که در جلد ششم «کافی» آمده است، امام باقر (ع) می‌فرمایند: کُلُّ مَولوُدٍ مُرتَهَنٌ بِالعَقیقَةِ؛ هر مولودى در گرو عقیقه است. (یعنى اگر عقیقه نکنند، آن نوزاد در معرض انواع بلاهاست)
در علت نامگذارى این سنّت به «عقیقه»، دو احتمال در کتاب «مجمع‌البحرین» عنوان شده است. اول؛ عقیقه به معنى مویى است که نوزاد هنگام تولد دارد و چون در روز هفتم معمولاً این‏مو را مى‏تراشند و گوسفندى ذبح مى‏کنند، به همین مناسبت، آن حیوان را عقیقه مى‏گویند. دوم؛ عقیقه از ریشه «عقّ» به معنى «شق» و شکافتن است و چون گلوى حیوان هنگام ذبح‏شکافته مى‏شود، به آن عقیقه می‌گویند.

* شرایط عقیقه از زبان آیت‌الله مکارم شیرازی

از دیدگاه اسلام، کودک از زمان طفولیّت ـ و حتّی قبل از تولّد ـ دارای جایگاه ویژه و حقوق خاصّی است و بر والدین لازم است، با مراعات و توجّه به آن، راه سعادت فرزند را هموار سازند.

تربیت فرزند صالح و رساندن او به سعادت و کمال مطلوب، از بدو تولّد آغاز می‌شود: از اذان و اقامه گفتن در گوش او، نام نیک بر او نهادن و تلاش برای رسیدگی و مراقبت از کودک، تا فراهم ساختن فراگیری صحیح و آموزش‌های لازم و مفید و رشد و شکوفایی خصلت‌های پاک انسانی در او.
از جمله اموری که در اسلام، سفارش شده است، عقیقه برای فرزند است. منظور از عقیقه، قربانی‌کردن گوسفندی و مانند آن برای فرزند است.

مرحوم «علاّمه مجلسی» در کتاب «حلیة المتّقین» به طور مشروح و گویا، آداب عقیقه را ذکر کرده است که ما فشرده‌ای از آن را در این جا می‌آوریم:

عقیقه برای فرزند، بر کسی که قادر بر آن باشد، سنّت مؤکّد است، و بعضی از علما آن را واجب می دانند، و بهتر آن است که در روز هفتم واقع شود، و اگر تأخیر افتاد، تا زمان بلوغ فرزند، بر پدر سنّت است؛ ولی بعد از بلوغ ـ تا آخر عمر ـ بر خودش سنّت است که عقیقه‌اش را انجام دهد!
در احادیث زیادی نقل شده است که هر فرزندی در گرو عقیقه است؛ یعنی اگر برای او عقیقه نکنند، ممکن است آن فرزند در معرض حوادث ناگوار قرار گیرد.

در حدیثی آمده است که از امام صادق (ع) پرسیدند: ما برای عقیقه، گوسفندی را نیافتیم، آیا اجازه می‌دهید، قیمتش را صدقه دهیم؟ امام فرمود: جستجو کنید تا گوسفندی بیابید، زیرا خداوند دوست دارد، خوراندن طعام و ریختن خون گوسفند برای این منظور.

در حدیث معتبری نقل شده است که شخصی از امام صادق (ع) پرسید: نمی‌دانم پدرم برای من عقیقه کرده است یا نه؟ فرمود: عقیقه بکن، آن مرد نیز در پیری برای خود عقیقه کرد!

در حدیث دیگری از همان حضرت نقل شده است: «فرزند را در روز هفتم، نام می‌گذارند و عقیقه می‌کنند، و سر او را می‌تراشند و موی سرش را با نقره وزن می‌کنند و آن نقره را تصدّق می‌نمایند و ران عقیقه را برای قابله می‌فرستند و باقی را برای مردم اطعام می‌کنند و یا به نیازمندان می‌دهند».
امام صادق (ع) در حدیث دیگری به یکی از یارانش فرمود: «هرگاه پسری، یا دختری برای تو متولّد شود، در روز هفتم گوسفندی یا شتری را عقیقه کن و برای او نامگذاری نما و سرش را بتراش و به وزن موی سرش طلا، یا نقره تصدّق کن».

در حدیث دیگری وارد شده است که لااقل به ده نفر از مسلمانان اطعام کنند و خود آنان (پدر و مادر) از گوشت عقیقه نخورند! (این کار نوعی ایثار است).

مشهور میان علما آن است که عقیقه باید گوسفند یا شتر، و یا بُز باشد. از امام باقر (ع) نقل شده است که رسول خدا (ص) در روز ولادت امام حسن و امام حسین، در گوش آنها اذان گفتند و حضرت فاطمه (س) در روز هفتم، برای آنان عقیقه کرد و پای گوسفند را همراه با یک سکّه طلا، برای قابله فرستادند.

اگر عقیقه شتر است، باید پنج سال یا بیشتر داشته باشد و اگر بز است از یک سال بالاتر باشد. و اگر گوسفند است؛ سنّ او کمتر از شش ماه نباشد، و اگر بیشتر باشد، بهتر است.

عقیقه شرایط دیگر هم دارد، از جمله آن که: نباید بیضه‌اش را کشیده باشند و شاخ او شکسته و گوشش بریده نباشد و بسیار لاغر و کور نباشد و به گونه‌ای لنگ نباشد که راه رفتن برای او دشوار باشد (مانند بسیاری از صفات قربانی حجّاج).
ولی در حدیث معتبری از امام صادق (ع) نقل شده است که عقیقه همانند «قربانی» نیست! هر گوسفندی که باشد خوب است. (هر چند داشتن آن صفات که در بالا آمد، بهتر است) و گوسفند نر و ماده هر دو کافی است و اگر نر باشد بهتر است.
اگر حیوان برای عقیقه موجود نباشد، صبر کنند تا فراهم شود.
برای دعوت از مردم، برای خوردن عقیقه، شرط نیست که فقیر باشند؛ ولی دعوت کردن از فقیران آبرومند و صالحان، بهتر است.

* دعای عقیقه
مرحوم «علاّمه مجلسی» در ادامه، دعایی را برای عقیقه نقل کرده و آورده است: «از امام صادق (ع) نقل شده است که در وقت کشتن گوسفند عقیقه این دعا را بخوان»:

بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ، اَللّهُمَّ عَقیقَةٌ عَنْ فُلان
بنام خدا و به یاری خدا، خدایا این عقیقه از طرف فلانی است (به‌جای فلانی، نام آن فرزند را بگوید)

لَحْمُها بِلَحْمِهِ، وَدَمُها بِدَمِهِ، وَعَظْمُها بِعَظْمِهِ، اَللّهُمَّ اجْعَلْها وَِقاءً لاِلِ مُحَمَّد عَلَیْهِ وَآلِهِ السَّلامُ
گوشت‌اش به‌جای گوشت او و خونش به خون او و استخوانش به استخوان او، خدایا او را حامی محمد و آل محمّدقرار ده.

و در حدیث دیگری فرمود که این دعا را بخواند:
یا قَوْمِ اِنّی بَری مِمّاتُشْرِکُونَ، اِنّی وَجَّهْتُ وَجْهِی لِلَّذی فَطَرَ السَّمواتِ وَالاَْرْضَ، حَنیفاً
ای مردم! من بیزارم از آنچه شما شریک خدا سازید. من به‌سوی کسی رو می‌کنم که آسمان‌ها و زمین را یک دل آفرید

مُسْلِماً وَما أنَا مِنَ الْمُشْرِکینَ، اِنَّ صَلاتی وَنُسُکی وَمَحْیای وَمَماتی للهِِ
در حال تسلیم و نیستم من از مشرکان همانا نماز و عبادتم و زندگی و مرگم از آن خدا

رَبِّ الْعالَمینَ، لا شَریکَ لَهُ، وَبِذلِکَ اُمِرْتُ، وَأنَا مِنَ الْمُسْلِمینَ،
پروردگار جهانیان است که شریک ندارد و به همین دستور دارم و از مسلمانانم

اَللّهُمَّ مِنْکَ وَلَکَ، بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ، وَاللهُ اَکْبَرُ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
خدایا! از تو و برای توست بنام خدا و بیاری خدا و خدا بزرگتر است خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد

وَ َقَبَّلْ مِنْ فُلانِ بْنِ فُلان
و بپذیر از فلانی پسر فلانی (به‌جای فلان‌بن‌فلان نام فرزند و پدرش را ببرد)
سپس گوسفند را ذبح کند. 

/ 0 نظر / 55 بازدید